مقالات

ابن سینا… قانون و طب جدیدAvicenna … Canon and the new medicine

دکتر سید علی موسوی “چکاوک”

مقدمه
شیخ الرئیس ابو علی سینا دانشمند جهانیست؛ فیلسوف شرق و پزشک غرب و دو کتابش (شفا و قانون) شهرت تاریخی و جهانی دارد. پورسینا در غرب به نام اویسینا یاد میشود و قانون او در پزشکی در سده های متمادی بهترین و برترین مرجع و منبع دانش پزشکی در غرب بوده است.
به نظر می رسد بعد از حضرت محمد (ص) و قرآن، ابن سینا و قانون حتی بیشتر از اناجیل در دنیای غرب به ویژه درمیان اهل علم و اندیشه نام آور بوده است.
ابو علی حسین بن عبدالله بن سینا، در سال ۳۷۰ ق در حوالی بخارا به دنیا آمد. درسال ۳۷۵ خانوادۀ او به بخارا عزیمت نمودند و او در آنجا به کسب دانش پرداخت. بهترین استادان او در این زمان، محمود مساح، استاد ریاضی و ابو عبدالله ناتلی استاد فلسفه و منطق بودند. ابن سینا در حدود بیست سالگی نوح بن منصور سامانی از امرای آل سامان را از بیماری نجات داد و به همین دلیل، از نزدیکان و همنشینان او شد. در ۲۲ سالگی پدر خود را از دست داد و با پایان یافتن دورۀ کوتاه عبدالملک دوم سامانی، امیر آل سامان، که به جای امیر نوح بن منصور به سلطنت رسیده بود به کمک ایلک نصر بن علی قرا خانی بخارا را ترک و به گرگانج (دورگنج) عزیمت نمود. در گرگانج، به حضور علی بن مأمون بن محمد خوارزمشاه رسید و مدتی را در حکومت آل مامون به سر برد. به نوشتۀ نظامی عروضی، سلطان غزنوی از آل مأمون خواسته بود که عده ای از دانشمندان دربار خود را به دربار وی گسیل کنند و ابن سینا که دیانت شیعه داشت و از خشم محمود نسبت به شیعیان با خبر بود، با شنیدن این خبر از نزد آل مأمون گریخت و برای پیوستن به دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر روی به گرگان آورد. اما در این زمان قابوس از کار برکنار شده بود و ابن سینا گرگان را به قصد ری ترک نمود. پس از مدتی توقف در ری، شیخ به قصد همدان حرکت نمود و سال‌ها در همدان زندگی کرد. در همین شهر بود که برای مدتی به زندان افتاد. پس از خروج از زندان و کشمکش¬های سیاسی از همدان به اصفهان سفر کرد و بخش مهمی از عمر پر ثمر خود را در همین شهر گذراند.
در ۴۲۷ ه ق شیخ همراه علاء الدوله کاکویه حاکم اصفهان به سوی همدان عزیمت نمود، در همین شهر بیمار شد و در نهایت در رمضان ۴۲۸ در گذشت.
ابن سینا تألیف قانون را حدود سال ۴۰۳ در هنگامی که در گرگان حضور داشت آغاز نمود. بخشی از آن‌ را در سال ۴۰۵ و در هنگام حضور در ری تألیف نمود و در نهایت تمامی کتاب را در بین سال‌های ۴۰۵ تا ۴۱۴ و هنگامی که در همدان زندگی می¬کرد تألیف کرد.
قانون اثر بزرگ و نفیسی در پزشکی اسلامی است که دلایل بسیاری برای اهمیت آن می توان برشمرد. تا پیش از قانون آثار مشهور و نفیسی در پزشکی اسلامی وجود داشته اند که دو عنوان از آن ها به ویژه در تألیف قانون نقش داشته اند. یکی الحاوی تألیف محمد بن زکریای رازی و دیگری الکامل فی صناعته الطب یا کتاب الملکی تألیف علی بن عباس اهوازی می باشد.
واقعیت این است که مقایسه این دو کتاب با القانون فی الطب شیخ الرئیس ابو علی سینا خود گواهی بر اهمیت و ممتاز بودن قانون است.
قانون از پنج کتاب تشکیل شده است، هر کتاب به چند فن و هر فن نیز به چند تعلیم و هر تعلیم نیز به چند فصل تقسیم شده است. اما این بخش بندی در سراسر کتاب یک سان نیست، کتاب های اول و سوم به چند فن و کتاب دوم به دو مقاله و کتاب چهارم نیز به چند فن تقسیم شده است. گزارش کلی، اما مختصر ساختار کتاب بدین شهر است:
کتاب اول، در امور کلی پزشکی، چهار فن، فن اول در حد طب در ۶ تعلیم، و روی‌هم‌رفته در ۶۳ فصل، فن دوم در بیماری‌ها و اسباب و اعراض آن ها در ۳ تعلیم و کلاً ۹۹ فصل، فن سوم در حفظ صحت در ۵ تعلیم و کلاً ۷۱ فصل، فن چهارم در معالجه بیماری های کلی در ۳۱ فصل.
کتاب دوم در ادویۀ مفرده در ۲ مقاله و ۲۲ فصل.
کتاب سوم در بیماری های جزئی که دامن گیر انسان می شود از سر تا پا در ۲۲ فن و ۵۵ مقاله.
کتاب چهارم در تب ها و در ۷ فن و ۲۶ مقاله.
کتاب پنجم در معرفی ادویۀ مرکبه (قرابادین‌ها) در ۲ مقاله و ۲ جمله.
ابن سینا موارد و مسائل نظری پزشکی را ارستویی توضیح داده است، اما دستورات و دانسته های پزشکی را از جالینوس اخذ کرده و آن ها را در کنار هم قرار داده است. واقعیت این است که علت اشتهار قانون در اروپا نیز این بوده است که حتی در زبان های اروپایی نیز اثری این چنین منظم و روشمند که آثار این دو دانشمند را به هم پیوند دهد وجود نداشته است و علت پیروزی و موفقیت ابن سینا در این عرصه آن بوده است که حضرت شیخ علاوه بر آن که پزشک حاذق بوده، خود فیلسوف شهیر و موفق نیز بوده است.
توصیف عظمت این کتاب (قانون) را می توان درکتاب چهار مقالۀ نظامی عروضی سمرقندی به شکل تحسین بر انگیزی یافت که گفته است:
“اگر بقراط و جالینوس زنده شوند سزاوار است که در پیشگاه این کتاب سجده نمایند”.
از قانون تلخیص های زیادی صورت گرفته است و هم شرح های متعددی اما با توجه به حجم بزرگ قانون، همواره شرح نویسی بر آن کار آسانی نبوده است و بسیاری از شروح قانون تنها شرح بر بخش های از قانون هستند.
دو شرح کاملی که بر کتاب قانون ابن سینا نوشته شده است یکی شرح ابن نفیس است که تقریباً در حدود سال ۶۴۰ ه ق پدید آمده و دیگری شرح قطب الدین شیرازی که در سال ۶۸۲ ه ق نوشته شده است.
نسخه های خطی متعددی از قانون درکتابخانه های مشهور جهان وجود دارد که بیشترین شان از روی همان شرح قطب الدین شیرازی بنام “التحفته السعدیه” است.
می دانیم که اصل کتاب قانون به عربی بوده است و نام کامل آن عبارت است از “القانون فی الطب” و امروزه ترجمه های فراوانی از آن به زبان های زنده دنیا وجود دارد.
اینجانب از ترجمه “القانون فی الطب “به فارسی که توسط عبدالرحمن شرفکندی ترجمه و توسط انتشارات سروش (انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) در چاپ یازدهم به نشر رسیده و دکتر سید علی اکبر ولایتی بر آن مقدمۀ مبسوطی نوشته است، استفاده نمودم.
البته نوشتۀ اینجانب شرح قانون نیست، بل مقایسه قانون با طب جدید است و چنانچه می دانیم قانون کتابیست که بیش از هزار سال از قدامت آن می گذرد و طب نیز در طول این مدت به کلی زیر و رو شده و اساسات آن نیز تغییر یافته است.
روی این ملحوظ نوشته ما قطور و حجیم نخواهد بود و چون شروح قانون تمام جوانب آن را در بر نخواهد داشت و فقط نکاتی از قانون را در بر می¬گیرد که با طب جدید هم خوانی دارد و مسایلی را که ابو علی سینا با دانش گسترده و شگرفش در پزشکی شرح داده و امروزه اهمیت آن هویدا می شود.
این مقدمه را با سر متن آغاز قانون خاتمه می دهم ” ستایش باد یزدان را که سزاوار ستایش است به سبب بزرگواریش و کثرت الطافش و درود بر سرور انبیاء پیامبر ما حضرت محمد (ص) و دودمان او” .
و من هم خداوند متعال و مهربان لایزال را سپاس می گویم که خالق گِل و طبیب دل ماست و با یادش قلب ها آرام می¬گیرد ((الا بذکر الله تطمئن القلوب)) و با نامش نامه ها آغاز که این حقیر سراپا تقصیر را مصمم به این امر خیر نمود و از آن ذات باری تعالی استدعا دارم که توفیق اتمام این متعال را عنایت فرمایند.
و درود می فرستم بر گُل آفرینش و اشرف مخلوقات، رحمت العالمین حضرت رسول امین محمد مصطفی و اهل بیت پاک و اصحاب بزرگوارش؛ درود بی پایان!
و تقدیم می کنم این اثر نا چیز را به فرزندان نازنینم زینب فلسطین، محمد مسیح ، محمد مسلم و محمد مهدی امیدوارم که رساله هذا سهم کوچکی را در پیشرفت و تعالی دانش طب کمایی کند و حداقل باعث سلامتی و شفای فردی یا افرادی از جامعه انسانی شود که با زندگی یک انسان جهان زنده می شود و با مرگ او نیز دنیایی می میرد.

سید علی موسوی “چکاوک”
کابل افغانستان، بهار ۱۳۹۴ خورشیدی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *